یادته یه روزی بهم گفتی :
هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکونه یه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده .
گفتم:
اگه بارون نباره چی ؟
برگشتی و گفتی :
اگه چشمهای تو بباره اسمون هم گریش میگیره .
گفتم :
یه خواهش ازت دارم وقتی که چشمهای من میخواد بباره میشه تنهام نذاری ؟
گفتی : به چشم ..................

اما حالا دارم گریه میکنم ولی اسمون نمیباره تو هم اون دور وایسادی و بهم میخندی .
نظرات شما عزیزان:
ستايش 
ساعت0:24---13 شهريور 1390
سلاك وب جالبي داشتين من لينكتون كردم شما هم من رو با نام جادويي ديگر از ستايش لينك كنيد و بهم سربزنيد خوشحال ميشم
|